عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار
مقدمهء مصحح 58
قابوس نامه ( فارسى )
3 - به كلمات مشكوك فوق مىتوان اين واژهها را نيز افزود : الف - ادان adan ، كه صورت پهلوى كلمهء « نادان » در فارسى درى است . ب - دروند durvand بمعنى « منافق ، بدمذهب » كه لفظى پهلوى و اصطلاحى زردشتى است . ج - همباج ، « انباز ، هنباز » . هر سه صورت را نيز مىتوان در سبك شناسى بهار ( به ترتيب ج 1 ص 207 ، 202 و 217 ) يافت . د - اژكهن بمعنى « كاهل ، مهمل » كه در فارسى كلمهاى نادر و متروك است . اين واژه در صفحهاى كه مطابق ص 43 چاپ نفيسى است به نظر مىرسد و در چند سطر پايينتر به صورت اژكهان ديده مىشود ولى در صفحهاى كه در چاپ نفيسى با ص 72 برابر است چهار بار به شكل اشكهان ملاحظه مىگردد . شكل نخستين در سبك شناسى بهار ( ج 1 ص 273 ) بعنوان كلمهء فارسى كهنهاى يافت مىشود و صورت اخير در ص 269 آن در ضمن فهرستى كه وى بطور كلى از كلمات متروك فارسى ترتيب داده آمده است . ه - هوگوشن hu guviSn و دش گوشن duS guviSn بجاى « مدح » و « نكوهش » در چاپ نفيسى ( ص 73 ) . هر دو كلمه در سبك شناسى بهار ( ج 1 ص 270 ) در فهرست مذكور در فوق ياد شده است . استعمال اين صورتها متون فارسى بر نگارنده معلوم نيست . و - فرخو ( farraxv ? ) بجاى « فرخ » فارسى بمعنى « نيكبخت ، سعادتمند » كلمهاى پهلوى است كه مرحوم بهار آن را در فهرست مذكور در فوق ( ج 1 ص 270 ) آورده است ولى معادل اين كلمه در چاپ نفيسى « به امانت معروف » است . ز - ستوذان Sutuian بجاى « گورستان » در چاپ نفيسى ( ص 40 ) . سياق